سخن پنجم
تو خيابون راه مي رفتم.مثل هميشه به گذشته هام و آينده و آرزوهايي كه براي خودم داشتم فكر
مي كردم.... همينطور داشتم ميرفتم كه يه صدايي شنيدم...سرم رو برگردوندم.....آره خودش
بود.....خود شيطان بود...همين چندمدت پيش بود كه داشتم باهاش حرف مي زدم كه يه دفعه
بلند شد و رفت....يه گوشه نشسته بود و زانوهاشو بغل كرده بود , سرشو رو پاهاش گذاشته بود
و هاي هاي گريه مي كرد.....رفتم جلو ....
گفتم : چي شده ؟ چرا گريه مي كني ؟
شيطان : چي مي خواستي يشه؟ دوباره ماه رمضان اومد. ماهي كه تمام تلاشها و زحمت هاي
من رو كه براي گمراهي و تباهي انسان ها كشيدم از بين ميبره. ماهي كه فرشتگان از آسمان
مي آيند و من را به زنجير مي كشند تا نتوانم سراغ انسان ها آنها بروم, چون اين ماه , ماه
عشق نام دارد. ماهي كه خداوند بيشتر از هر لحظه ديگري به بندگانش نزديك مي شه و
حاجت هاي آنها را براورده ميكنه. ماهي كه آدم ها بيشتر از هر وقت ديگه اي به خدا عشق
مي ورزند. ماهي كه خداون تمام نقشه ها و زحمات من رو نقش بر آب ميكنه.
گفتم : اگه توي اين مدت در زنجيري پس چرا بعضي از مردم باز هم در اين ماه گناه مي كنند؟
شيطان : من در دل هر كس بذر گناهي ميكارم و در طول مدت زمان اين بذر رشد مي كنه. اما
بعضي انسان ها با اعمال نيكشان و با دوري از گناه اين بذر را از بين مي برن. اما كساني كه
اين بذر در وجودشون رشد مي كنه ديگر خودشان تبديل يه شيطاني مي شن و ديگه نيازي به
من ندارند. درسته كه من به زنجير كشيده ميشم اما اين بذر در انسانها باقي مي مونه و اين
خوداونهاهستند كه باعث گناه ميشن.
گفتم : پس دليل اينكه خداوند ماه رمضان رو ماه خير و بركت و آمرزش قرار داده به دليل اينه
كه ما خودمون رو از اين بذر ها پاك كنيم.
شيطان : درسته. اين ماه , ماهي هست كه پرونده آدمها و اعمالشون برسي ميشه و مهر تاييد
بهشت يا جهنم بر اون مي خوره. خداوند به همين دليل اين ماه رو قرار داده تا انسان ها فرصت
اين رو داشته باشن كه خودشون رو از گناهان پاك كنن و پروندشون از زشتي ها پاك بشه.
خوشبختانه خيلي ها قدر اين فرصت رو نمي دونن و به جاي پاك شدن از گناهان بذر گناهشون
رو آب مي دن و بزرگ مي كنن.
گفتم : مي توني چند تا از اين بذر هايي كه مي گي برام بگي ؟
شيطان : يكي از اين بذر ها دروغه كه انسان روزه دار زبانش رو آلوده ميكنه. غيبت,كه مثل
آتش كه چوب رو خاكستر ميكنه تمام اعمال انسان ها رو تباه مي كنه. نگاه هاي حرام كه
چشمان انسان رو به آتش جهنم حلال مي كنه. هوس , كه انسان رواز كوه اراده به پايين
پرت مي كنه و هر زشتي كه فكرش رو بكني.
گفتم : تو مي خواي همونطوري كه خودت يك روزه از عزت و بزرگي به ذلت افتادي انسان ها
رو هم به نابودي بكشي. واقعا ارزشش رو داشت كه اين كار رو بكني؟ تو كه مي دوني قدرت
خدا از تو بالا تره و در برابر اون هيچ كاري از دستت بر نمياد؟
شيطان : آره. خوب مي دونم كه توانايي مقابله با خدا رو ندارم. من دشمن قسم خورده انسان ها
هستم و تا اين معشوقه خدا رو همنشين خودم در جهنم نكنم دلم آروم نمي گيره. تنها با نابودي
عشق بين خدا و بنده اش مي تونم انتقامم رو بگيرم. اما يك چيزي رو ميدونه ؟ من با اينكه
منشا تمام زشتي ها هستم اما يك صفت خوب رو در خودم نگه داشتم و اون اميد هست. با اينكه
توانايي مبارزه با خدا رو ندارم اما هيچ وقت دست از تلاشم براي گمراهي انسانها نمي كشم و
با اينكه حتي بعد از ماه رمضان كه انسان مانند كودك تازه متولد شده از گناهان پاك شده باز
اميدم رو از دوباره به گناه كشاندن اون قطع نمي كنم . اما انسان ها با اينكه مي دونن خدا با
اون هاست اميد خود را قطع مي كنن , بعد از عشق بزرگترين سلاح من همين قطع اميد از
خدا در انسان هاست. وقتي اين اميد و اعتماد به خدا در انسان ها از بين بره ديگه راه براي من
بازميشه و خيلي راحت تر انسان رو اسير خود مي كنم .
شيطان با همان چشمان اشك آلود رفت. اما در دلش خنده اي داشت چون مي دونست كه كساني
هستند كه قدر اين لحظات رو نمي دونن و استفاده نمي كنن.
دوستان عزيز پيشاپيش فرا رسيدن ماه رمضان, ماه عشق رو به همتون تبريك ميگم و اميدوارم
كه بتونيم در سايه لطف و رحمت خداي مهربونمون اين بذر گناهان رو از وجودمون پاك كنيم.
يه چيزه ديگه كه بايد بگم اينه كه چون از هفته ديگه دانشگاه ها شروع ميشه ممكنه ديرتر آپ كنم
و ديرتر بهتون سر بزنم اما حتما ميام . آرزوي موفقيت براي همه شما عزيزان رو دارم.

